طاهره جاغوری این روزها داغدار شهادت فرزند دومش است که در جنگ تحمیلی سوم، درست قبل از آتشبس به شهادت رسید. میگوید: اگرچه دلتنگش هستیم و غم شهادت علیاکبر هیچ وقت کم نمیشود، اما به راهی که انتخاب کرده است، افتخار میکنم.
محله
کوی سلمان
محله کوی سلمان تا پیش از سال ۱۳۹۷، بخشی از محله حسینآباد بوده است. یکی از مهمترین هویتهای محله کوی سلمان، گودال فخار است. گودالی که حدود ۷ متر عمق دارد و پذیرای حدود ۲۰۰ خانوار است. گودال فخار یک قرن پیش محل خاکبرداری کوره آجرپزی «حسین باشیزاده فخار» بوده است.
سیدمحمد محمدیسرشت کارهای مختلفی در حوزه مستند انجام داده است. از مستند «ما بیشماریم» که برگزیده جشنواره فیلم عمار شده تا «هممحلهای مردم» و «امام محله» و ... که همه آنها با موضوع محله است.
حاجقنبر باغی و نیاز درخشی دو رفیق قدیمی هستند که پسرانشان در سالهای دفاع مقدس راهی جبهههای حق علیه باطل شدند. حالا نزدیک به چهلسال از رفتنشان میگذرد و دیگر نیستند تا روز پدر درِ خانه را بزنند.
تابستان۶۹ اولین اسرای ایرانی آزاد شده بودند و قرار بود چندنفری از جوانان این محله هم به وطن بازگردند. ناصر نیکویی، فرش زیر پایش را جمع کرد و روی طاقنصرت اجارهای انداخت و چشمانتظار ورود آزادگان هممحلی شد.
اینجا کوچه شهیدحسین طهانطرقی در محله کوی سلمان است. کوچهای که حداقل نیمی از ساکنانش از روزهای اول ساخت این معبر همسایه بودهاند. اینجا آدمها جور دیگری هوای هم را دارند، درست مثل قدیم.
برنامههای فرهنگی متنوعی که خدیجه علیزاده و همراهانش باعث و بانی آن شدهاند، فضای محله کویسلمان را آنچنان گرم کرده است که قلب تکتک همسایهها برای هم میتپد و روزی نیست که از حال هم باخبر نباشند.
خانه حاجعلیآقا و همسرش زینتخانم تنها پاتوق بروبیاهای خانمهای روضهای و بچهمسجدیها نیست، بلکه سالهاست به مأمن عروس و دامادهای نیازمند هم تبدیل شده است.
گذشته یک محله با زندگی مردی گره خورده است. روزهایی که حاج مندلی فخار بعد از پدر تصمیم بهپاکردن بنایی میگیرد که خیلی از اهالی را ساکن آن محدوده میکند و بعدها یک محله را به نام او؛ گودال حاج محمد (حاج مندلی) فخار.
جو کوچه شهید رحیمی۵ آنقدر خوب و صمیمی است که وقتی کسی اینجا ساکن میشود، دیگر به فکر جابهجایی و نقلمکان به کوچه و محله دیگری نمیافتد.اینجا همسایهها از احوال هم باخبرند؛ اما اهل بدگویی و سرککشیدن به زندگی دیگران نیستند.
بانوان ساکن کوچه سلمان علاوهبر فعالیتهای مسجد زینالعابدین(ع)، در پایگاه بسیج طیبه هم همکاری میکنند و همین مشارکت در اجرای برنامهها باعث شده صمیمیت بیشتری داشته باشند.
«محمدیوسف امیربیگ» هشتادوپنجساله، هر روز با شنیدن صدای هر اذان، سوار بر دوچرخهاش به مسجد امامحسنمجتبی (ع) میرود تا ادای فریضه کند.
طاهره باقری کاراته را بهطور حرفهای از سال ۱۳۷۹ شروع کرد. بانوی جوان پس گذشت فعالیت ورزشی، سال ۱۳۸۶ در مسابقات زنان مسلمان، مقام سوم را کسب کرد.
اهالی منزل حاج حسن مرادی در محله کوی سلمان را با نام تکیه شاهزاده علیاکبر(ع) میشناسند. هر سال همزمان با ایام محرم بزرگترین هیئت منطقه از این تکیه با ۴۸ علم به یاد علمدار دشت کربلا راهی حرم میشوند.
اعضای هیئت «عزاداری سیدالشهدا(ع)» از سال۱۳۵۵ در محله «کوی سلمان» فعالیت خود را شروع کردند.شروعی برای بنیان هیئت و گروه شبیهخوانیِ خانوادگی که نسلبهنسل تا به امروز ریشه دوانده است.
سیدحمیدالهاشمی دانشجوی سال سوم دانشکده افسری عراق بود، اما از آنجاکه شیعه و سادات بود، بنا به توصیه مادرش شبانه همراه گروه سینفره از افسران شیعه به جبهه مردان آیتالله خمینی (ره) میپیوندد.
کاظم محمدی و همسرش، معصومه باقری، زوج ورزشی کاراتهکار کوی سلمان هرکدام در کارنامه ورزشی خود، بین ۲ تا ۳ هزار هنرجو را تربیت کردهاند، تاآنجاکه خیلی از همین شاگردان این روزها در مربیگری استاد شدهاند.
حمید یعقوبی، از آزادگان محله کوی سلمان ۶ و نیم سال از عمرش را در اسارت گذرانده است. او میگوید: روزی که همه ما را در اردوگاههای موصل جمع کردند، خودمان از دیدن این همه اسیر، اشک میریختیم.
اهالی محله کوی سلمان بیش از ۱۰ سال است که هر روز چهارمرتبه نظارهگر سیدمرتضی سیدی هستند، درحالیکه با صدای اذان ظهر و مغرب، پدر بیمارش را برای اقامه نمازجماعت کول میکند و به مسجد میآورد.
نوجوانان خلاق محله کوی سلمان با طراحی یک بازی، رتبه اول مرحله استانی جشنواره خوارزمی را کسب کردند.
عبدالرضا طیبی که خودش در نوجوانی جبهه رفته میگوید: یک روز به خانه شهیدطحان رفتم و مادر شهید درخواست کرد که اسم فرزندش را روی حلب روغن بنویسم و سر کوچه بزنم. همین باعث به فکر مستندسازی بیفتم.